می خواهم برایتان چند سناریو بنویسم اما محال ...خرده نگیرید  فرض محال که محال نیست.هست؟

تصور کنید شبیه آنچه در کشور دوست و برادر تا همین پارسال منظورم همین لیبی است اتفاق افتاد  که فکر کنم دو سال پیش بود  رهبرش که می گوید نه رییس جمهور است نه نخست وزیر است ...خلاصه اشک آدم را در می آورد از این همه خضوع ... رفت سازمان ملل و حرف های اش را زد ...نمایندگان داشتند از خنده منفجر می شدند ... و این خنده انقدر ادامه داشت که وقتی صحبت های محمود شروع شد ...به خاطر احترام به محمود که یک وقت تصور نشود به او می خندند از صحن خارج شدند!- شما فکر بد نکن-

وگرنه محمود ما راهکارهای بسیار خوبی برای حل مسائل دارد ... مثل همین صحبت های امشبش که با آرامش پدرانه وقتی کودکش را نصحیت می کند ... گفت مردم و حاکمان با هم گفت و گو کنند ... مسائل حل می شود...اصلن خشونت لازم نیست.

برگردیم بدون نقطه سر خط... تصور کنید آنچه در لیبی رخ داده در کشور گل و بلبل رخ بدهد.

مثلن تهرانی ها گول حرف های جنگ نرمکی ها را بخورند که مدام این عوام گول می خورند و خواصشان هم به خاطر بصیرت در سوراخ موش بروند ... و به این ترتیب ... تهرانی ها مثلن در میدان آزادی بگویند :"فاتح شدیم ...خود را به ثبت رساندیم!" ... آن وقت چه می شود ... به حمد الله کشور ما وابسته به طایفه مداری نیست و یا اگر هست به قدری طایفه مداری در دوره رضاشاه سرکوب شد که دیگر رنگ و جلایی ندارد...خب چه اتفاق مبارکی ... نوید"مردم سالاری" ..."قانون مداری"... "بیرون آمدن از انزوا" ...و نسل سومی ها کاری می کنند شبیه پدران یا پدر بزرگانشان و یک روولوشن رو به ثمر می رسانند.

به به ...آورین ...آورین.

من همین الان حس کردم وسط میدان آزادی ام در شرایطی که گفتم و انقدر شوق و شور دارم که نشنیده ام ... صبحش محمود ... از سوراخش ... پیامی داده که ای ضعیف شمرده شدگان ... ای کسانی که من کف پای شما را می بوسم ....ای کشاورزان ... ای کسانی که تهرانی ها همیشه حق شما را خوردند و نگذاشتند نفت را به سفره هایتان بیاورم ... ای کسانی که کفش نمی توانید برای بچه تان بخرید ...ای کسانی که سال هاست گرسنه اید ... من سال 84 و 88 گفتم که همه شما را غرق ثروت می کنم و غرق خوشی ... این همه به شهرهای تان آمدم ...کدام یک از این تهران نشین ها آمد... فکر کردید اگر حالا که قدرت دارند چیزی به شما می دهند ... مافیاهای شان بزرگتر می شود و بچه های شما که حق رفتن به مدارس شایسته دارند از حقوق خود محروم می شوند ... اصلن مگر همه ایران ... تهران است که آنها خود را نماینده شما می دانند و می گویند :"فاتح شدند" ... باز هم میگویم ...ثروت را اینها خوردند .... و نگذاشتند من به آن به خانواده های شما کارهایی که در خورتان بود انجام دهم ... می دانید من آهنگر زاده ام ...مثل شما زحمت کشیده ام ... مثل اینها تهرانی نیستم ... تهرانی هایی که  در شعارهای به اصطلاح فتحشان هم نگاه کنید ... نشانی از تقسیم ثروت ملی نیست ...چرا که آنها همه چیز را برای خود می خواهند ...یارانه تان را قطع می کنند ... فکر می کنید چه کسی این همه واردات کرد تا شما باغداران و تولید کنندگان شریف در سراسر ایران نابود شوید... کار همین تهرانی ها بود ...

تا همین قدر پیام گوهر بار محمود را از دوستان شنیده و نشنیده ام که به یکباره از همه سو ...خبر می رسد مردم اقصی نقاط کشور آمده اند به گرفتن حق به سوی تهران .... و این بار تهرانی ها سوراخ موش می خرند ... و آنها که در سوراخ موش بودند بیرون می آیند تا همین آش باشد و همین کاسه.

می گویید خب ناتو واسه همین موقع ها ست؟

ای بابا ... من می گم مردم عادی یک غلطی به صورت محال انجام می دهند ...این بلا سرشان می آید ...وای به روزی که ناتو بیاید ... هر چند تهرانی ها دوباره شادان به میدان آزادی بروند و بگویند :" فاتح شدند" ... یکی دیگر از جایی دیگر  پیام می دهد:"عزیزان من دشمن از طریق جنگ نرم پیروز نشد ... رو در روی ملت غیور ایران به دشمنی  ایستاده است ... جوانان ما در جنگ هشت ساله دشمن  را از خاک کشور بیرون کردند ... در شرایط کنونی می بینیم که دشمن از آن فتنه هم راهی نبرد ...و هنگامی که بیداری اسلامی حتی اروپا را گرفته که البته ما چند ماه پیش ...قبل از آغازش پیش بینی کردیم ... دشمن آمده است  درست وسط تهران ... تا با چند اغتشاشگر کاری به خیال خام دشمنانه اش انجام دهد ... اما من اعلام می کنم که جوانان عزیز دشمن کاری نمی تواند بکند ... و شما بار دیگر مشتی محکم به دهان دشمن خواهید زد.

دشمن...هدفش آن است که  بار دیگر طوق بندگی به گردن امت مسلمان بیاندازند.. از دشمن غافل نشوید ... موج بیداری اسلامی  در سراسر جهان دشمن را به روزهای آخرش رسانده و دشمن به خیال خام با چند نفر فریبخورده در تهران معرکه گرفته . دشمن بداند که تا این جوانان غیور هستند نابود است."

فرتی بعد از این صحبت ترانه محمد نوری درباره ایران پخش می شود و بی ربط و با ربط ترانه فرهاد برای شهیدای شهر .

رگ غیرت همه ما باد می کند ...ناتو تو خاک ایران ...ای خاک بر سر ما ...حالا کسی از خودش نمی پرسه که بابا اینا اومدن دو تا شلیک هوایی با هواپیما کردند و رفتند ... چون دشمن رو نمی بینیم ...دوباره به طرفه العینی همه از همه جا میاند و می افتند به جون هم ... و تهرانی  جای کسانی دیگر می روند داخل سوراخ موش.

اورا ...اورا ...آورین ...آورین.

اصلن از این حرفا بگذریم ...این بار شهرستانی ها از نابودی هر آنچه داشتند خسته می شوند ...دیگر حرف هیچ خواص با بصیرتی را قبول ندارند ... می آیند تهران ... و اول کسانی که می بینند ...شهروندان تهرانی است ... با آنچه دولت نهم و دهم در ذهن همه ما فرو کرده و شهرها را مقابل تهران و تهران را مقابل شهرها قرار داده است ... تهرانی ها فرار می کنند ... و آنها که آمده بودند ... محمود دو تا طرح جانانه بهشان می دهد یکی تقسیم کل اراضی تهران و دوم افزایش تعطیلات تا سه روز.

و همه چی به خیر و خوشی تمام می شود.

فقط تهرانی ها رو اگه پیدا کردید به من هم بگید.

پی نوشت:

این مطلب همانگونه که گفتم فرضی محال بود از آنچه در لیبی رخ داده است که اکنون در طرابلس مردم عادی از ترس تک تیراندازهایی که خود را فاتح شهر می دانند جرات ندارند از خانه بیرون بیایند.

هیچ قصد جسارتی به هیچ فرهنگی در این فرض محال نبود... و میدانم مثل من ذاتن دهاتی ... شما هم مثل من به ایران ، آبادی اش ، سرافرازی اش و البته رفاه برای همگان را از خدا مسئلت دارید  و در این راه می کوشید.

در پایان این مطلب قلمی شد در توضیح قدری بلند به کامنت عروس خانم.