بمیرم
فدات شم مامان.
فدای دردی که داری و نه می تونی بگی و نه کسی درک می کنه.
فدات شم مامان.
زری می گه: این کفن رو مامان از مکه واسه خودش آورد ... هر یکی دو ماه یه بار ... می رفت داخل کفن ..... می خوابید... که از مرگ نترسه.
مامان فدای دردات.
دارم گریه می کنم ... دست خودم نیست.
فدای دردی که داری و نه می تونی بگی و نه کسی درک می کنه.
فدات شم مامان.
زری می گه: این کفن رو مامان از مکه واسه خودش آورد ... هر یکی دو ماه یه بار ... می رفت داخل کفن ..... می خوابید... که از مرگ نترسه.
مامان فدای دردات.
دارم گریه می کنم ... دست خودم نیست.
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۳۹۶ ساعت 14:32 توسط نسترن رها
|
نسترن رها هستم متولد تهران و ساکن این روستای بزرگ .