چند روزی است که شبکه های ایرانی آن بر آب با هم کورس گذاشته اند در تبلیغ کنسرت های ایام عید.

خب می دانم الان می گویید :" نسی ... گذاشتن که گذاشتن به من و شما چه؟" .... نه به من ربطی ندارد ...پول آگهی شان را بگیرند و نوش جانشان .

اما....

اما اول بار که برای کنسرت سیاوش صحنه تبلیغ می کرد – مدتهاست ترانه ای از این آقا گوش ندادم و برای همین می خواستم بدانم چه شاه بیتی را انتخاب کرده اند تا من و شما تشویق شویم فرش زیر پایمان را بفروشیم و برویم کنسرت ایشان- ... ترانه با این مصراع آغاز شد :"دلی که توش راز نباشه..." با خودم گفتم : " به به ... چقدر قشنگ ...اصلن آدم می خواهد از شنیدن این مصراع سر به دیوار بکوبد ...  واقعن دلی که توش راز نباشه ...چه دلیه ؟ .... دل همه ما توش رازهایی هست که فقط ما می دونیم و خدا ... رازهایی ....همینطور داشتم برای خودم در لحظه ...فلسفه می بافتم .... که مصراع دوم را خواند : " یه دلبر ناز نباشه ." .... فوری سرم را به دیوار کوبیدم ....نه دیگه این بار به خاطر دل و رازهای مگوی این روزگاران نه .... بعد از اینکه درد سر پس از اصابت با دیدوار کمی التیام یافت ... گفتم : " آخه نمی شه یه ترانه درست حسابی رو شنید" – که البته می شنویم-

اما یعنی یک مرد گنده بیاید بخواند دلی که توش راز نباشه یه دلبر ناز نباشه ....اوف... اوف.

امروز فکر می کردم که سال بعد چه آرزوهایی داریم .... یا چه نقشه ای کشیده ایم برای بهینه شدن .... و بعد آمدم این پست را نوشتم که امیدوارم هیچ یک از شما ... که می دانم آرزوها و نقشه های تان مثل مصراع آن ترانه زیباست ... در سختی ها یی که پیش رو داریم به ابتذال تهوع آوری از نوع مصراع دوم همان ترانه نرسد ... که یک لحظه احساس کنید باید سرتان را به دیوار بکوبید.

هماره در اوج باشید ... و به خواسته های تان برسید ... و به  مردهایی که تفکرشان داشتن راز از نوع دلبر ناز است ...جواب سلام هم ندهید.

سالی پر از سعادت .... یافتن یار – و اگر دارید استحکام رابطه تان - ... رو سفیدی نزد وجدان – دوست- .... و آسایش مالی و جسمی آرزو می کنم .

پ.ن: ما کجاییم در این بحر تفکر ... مرفه ها کجا؟

 پ.ن: معنای این پست آن نیست که در دل راز دلبری را نداشته باشیم.