می گویند هر کسی قیمتی دارد ... و معنای اش را همگی می دانیم که همه کم و زیاد قیمتی دارند که می توان با دادن آن پول ... آن فرد را خرید.

وقتی بحث رایانه ها شروع شد ...به شدت با آن مخالفت کردم در ذهن و دل خودم و هیچ گونه نمی توانستم آن را حلاجی کنم.

مگر می شود ... پولی که در هر کشوری روی هم گذاشته می شود که کشوری آبادتر داشته باشند ... خرد خرد کرد ...میلیون ها تکه کرد و به جای آفرینش زیر ساخت هایی که خود می تواند ...چندین برابر سرمایه و کار برای نسل کنونی و بعد ایجاد کند .... آن را در عمل نابود کرد .

برای مخالفت با این خیانت در سرمایه ملی ... برای یارانه ثبت نام نکردم و هیچ گاه یارانه نگرفتم.

اگر چه در جوامعی مثل این جامعه که نمی خواهم به آن تعلق داشته باشم ... سرمایه ملی خرد هم که نشود ... در سوء مدیریت ها نابود می شود....اما به هر حال یک از هزارش کاری می شود ...یا تا همین هشت سال پیش می شد ..- از دوره هشت ساله جنگ بگذریم- و یا گمان می شد که کاری می شود ...با این همه بسیاری از کارها هم که انجام شد اثرات ناخوشایندی داشت ...اگرچه همان روزها هم دلسوزان گفته بودند که این کارها را نکنید ...یکی اش همین سدهای بیشمار .

بگذریم...من یارانه ثبت نام نکردم و خوشنود بودم که اگر قیمت حامل های انرژی چندین برابر شود ...تاب می آورم ...اما چنین کاری را نمی کنم.

بگذریم از دوستان بزرگواری که ثبت نام کردند و چون می دانستند که این پول چه گرفته شود چه گرفته نشود ...آسمان این جامعه همین است و بدفرجامی ها همین.

دوستی می گفت: می دانی چقدر ضرر کرده ای از خرس یه مو هم کندن غنیمته ...گفتم :خرس منظورت خودمونه دیگه ؟ ..از خودمون می کنن به خودمون می دن.

در پس این گفتارهایی که ذهن و  دلم باور داشت تورم چندین برابر شد و من با سرافرازی تاب آوردم تا اینکه از اواخر سال گذشته بحث دور دوم یارانه ها شروع شد ... و در یک سایت خواندم اگر فاز دوم هدفمندی اجرا شود به هر فردی 135 هزار تومان می رسد ...چشمانم گرد شد ....ذهن و دلم به یک سمت شوت شد و رفت .... و با خود گفتم :"دخترک دیوانه ...یه کاری کن ...یارانه ات رو بگیر ...حالا که همه می گیرن."

خب نتوانستم اقدامی کنم ...یعنی اصولن اقدامی نکردم ....اما فردای آن روز که میزان دریافتی فاز دوم هدفمندی یارانه ها را خوانده بودم ...قدری تب و تابم فرو نشسته بود ... با خود گفتم : "به راستی قیمت امثال من چقدر است؟ ...135 هزار تومان؟ ..."

پی نوشت: اگر چه به ظاهر هدفمندی یارانه ها دارد به روزگاری می پیوندد که دیگر نه از تاکش نشان بماند از تاک نشانش .اما با این مثال ساده تنها خواستم بگویم ظاهرن دنیا فریبنده است در نقش انسان ... و آنگاه که روز آزمایش هر یک از ما فرا رسد "دل" را چند می فروشیم ؟ .... "ذهن" را چند ؟ ....و در کل "نیات"مان را چند؟

از اینکه بالای منبر رفتم عذر می خواهم ...اما برخی از ما ...حتی وقتی تصور می کنیم عاشقیم  به یک باره خود را می یابیم که در کنار دیگری هستیم با یک مقدار وسایل زندگی ....یک خانه ....یک ماشین .... و قدری سفر ...و شاید یک تایتل ....خودمان را هم توجیه می کنیم ...توجیهی که هیچ ربطی به آنچه خود را به آن فروخته ایم ندارد ...می گوییم: " خب می خواستم کسی باشه که بشه تو در و فامیل در بیارمیش!"

این کار همیشه تاریخ رخ داده در این جامعه ...اما روزگاری بود که بیشتر دخترها را به این وصف می شناختند ...اما چند سالی است که میان برخی از پسرها به شدت مد شده است و خود را می فروشند...و بهای عشق چند است؟

به قول معروف "عشق کیلو چند؟ ... (....)ه رو فقط می زنم زمین." ...کر کر خنده جمع سبیل در سبیل.